داستان

حکایت قورباغه ها و لک لک ها،داستانی آموزنده و پندآموز

حکایت قورباغه ها و لک لک ها:یک حکایت آموزنده تمثیلی و کوتاه از داستانهای رساله دلگشا از عبید زاکانی است که پند و اندرز بزرگی در دل تک تک این حکایات نهفته است، باشد که همگان از آن درس بگیریم و این پندها را راهنما و الگوی زندگی خویش قرار دهیم.

شاید برایتان جالب باشد:داستان ضرب المثل جمع کن کاسه کوزه تو

حکایت قورباغه ها و لک لک ها

مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغه‌ها علیه مارها به لک لک‌ها شکایت کردند. لک لک‌ها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغه‌ها از این حمایت شادمان شدند.
طولی نکشید که لک لک‌ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه‌ها. قورباغه‌ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند.

عده ای از آنها با لک لک‌ها کنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند. مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لک‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها کردند.
حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است: اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!؟

شاید جالب باشد: حکایت قوز بالای قوز!حکایتی از حمام های قدیمی که شنیدنی است.

تصویر حکایت قورباغه ها و لک لک ها

حکایت قورباغه ها و لک لک ها

پس باید بدانیم، یک عمل ناسنجیده و رفتار وکاری که به فکر عاقبت آن نباشیم، موجب دردسر می شود و شخص را به چالش زیادی می اندازد و موجب گرفتاری بیشتر او می گردد.
پس ما باید به عاقبت هر کاری قبل از انجام آن به خوبی فکر کنیم تمام جوانب و ابعاد آن را در نظر گرفته، سپس با دقت و حوصله نسبت به انجام آن اقدام کنیم و تا از سرانجام آن کار، اطمینان پیدا نکرده‌ایم، دست به آن نزنیم، چون بعدها پشیمانی هیچ سودی نخواهد داشت.

خوب دوستان همراه نظر شما در رابطه با حکایت قورباغه ها و لک لک ها چیست ؟ممنون می شویم تا نظرات شما را هم در این مورد بدانیم.

شما می توانید داستان ها، پازل ها و تست های شخصیت شناسی بیشتر را در بخش داستان مجله سرگرمی و هوش اهل فان  مشاهده و مطالعه کنید. در صورت تمایل آنها را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

در اینجا ما قصدمان این است تا مجموعه داستانهای کوتاه و حکایتهای پندآموز را با شما دوستان گرامی به اشتراک بگذاریم .

از دست ندهید: حکایت انوشیروان و بزرگمهر در خرابه جغدها

همچنین می توانید هر روز جدیدترین چالش های سرگرمی را در اهل فان دنبال کنید:

حکایت چیست؟

حکایت نوعی از داستان کوتاه است که در آن درس یا نکته‌ای اخلاقی نهفته است. این درس یا نکته بیشتر در پایان حکایت بر خواننده آشکار می‌شود. شخصیت‌های حکایت حیوانات یا اشیای بی‌جانند. زمانی که حیوانات شخصیت حکایتند، مانند انسان‌ها سخن می‌گویند و احساسات انسانی از خود نشان می‌دهند. یکی از بهترین نمونه‌های حکایت در زبان فارسی را می‌توان در کلیله و دمنه دید.

حکایت‌ها معمولاً طوری نوشته می‌شوند که خواننده به سادگی آن‌ها را درک کند. ادبیاتی را که در حکایت‌ها به کار برده می‌شود، ادبیات تعلیمی می‌نامند.

برخی حکایت‌ها از نسلی به نسل دیگر بازگو می‌شود. بیشتر در حکایت با استعاره از اشیا یا حیوانات، نابخردی انسان در رفتار و منشش به وی نشان داده می‌شود. گاهی حکایت آکنده از طنز یا هزل است.

اینارو هم ببینید :

حکایت نیش مار و زنبور،حکایتی آموزنده از اثر تلقین

حکایت خاطرات زمستان را به بهار نیاور!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − شش =

دکمه بازگشت به بالا