رازهای رشد مغز انسان؛ آیا تکامل ما را هوشمندتر کرده است؟

افزایش اندازه مغز نسبت به بدن که به آن «انسفالیزاسیون» گفته میشود، یکی از ویژگیهای مهم در تکامل انسان است. با این حال، دانشمندان هنوز بهطور دقیق نمیدانند که این فرایند چگونه رخ داده است.
برخی از پژوهشها که ظرفیت جمجمهای انسانهای اولیه را با سایر گونههای هومینین یا انسانتباران مقایسه کردهاند، نشان میدهند که اندازه مغز بهتدریج و در طول زمان افزایش یافته است. از سوی دیگر، برخی محققان معتقدند که این رشد بهصورت جهشی و در مقاطع زمانی مشخصی اتفاق افتاده است.

مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که بخواهیم نقش فرایندهای تکاملی را در این تغییرات بررسی کنیم. برای مثال، مشخص نیست که چگونه انشعاب دودمانهای مختلف یا تقسیم یک گونه اجدادی به دو گونه متفاوت، بر تنوع اندازه مغز در انسانهای اولیه و سایر هومینینها تأثیر گذاشته است.
اما اکنون، پژوهشی جدید زوایای تازهای از روند رشد مغز در میان هومینینها را آشکار کرده است. این مطالعه که در نشریه Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده، نشان میدهد که افزایش اندازه مغز در طول نسلها رخ داده است. همچنین، این رشد در اجداد اخیر انسانها با سرعت بیشتری صورت گرفته است.

رشد اندازه مغز
توماس پوشل، انسانشناس تکاملی از دانشگاه آکسفورد، همراه با تیم پژوهشی خود فسیلهای مربوط به اجداد اولیه انسان را که قدمت آنها به ۷ میلیون سال پیش بازمیگردد، مورد مطالعه قرار داده است. نتیجه این تحقیقات، جامعترین مجموعه داده در زمینه تکامل مغز را ارائه داده است. از آنجایی که بسیاری از فسیلها ناقص هستند، محققان از مدلهای پیشرفته رایانهای برای بازسازی بخشهای ازدسترفته استفاده کردند.
بررسیهای آنها نشان داد که اگرچه گونههایی که بدن بزرگتری داشتند، اغلب مغزهای بزرگتری نیز داشتند، اما این دو عامل همیشه بهصورت همزمان افزایش نیافتهاند. در واقع، رشد مغز معمولاً بهصورت تدریجی و در درون هر گونه اتفاق افتاده و این تغییرات نتیجه ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی و رفتاری بودهاند، نه یک عامل مشخص و ثابت. همچنین، یافتهها نشان داد که در گونههای اخیر، روند رشد مغز سرعت بیشتری داشته است.

پوشل توضیح داده که یافتههای این پژوهش نشان میدهند فشارهای تکاملی در هر دودمان هومینین شدت و مدتزمان متفاوتی داشتهاند. این موضوع، فرضیه وجود یک عامل ثابت و مشخص برای رشد مغز را زیر سؤال میبرد. او همچنین میگوید که نتایج این تحقیق، شواهدی را ارائه میدهد که نشان میدهند اندازه مغز در هر گونه، با گذشت زمان و بهصورت شتابیافته رشد کرده است. این یافتهها از نظریههایی پشتیبانی میکنند که به وجود یک چرخه همتکاملی اشاره دارند، چرخهای که ممکن است شامل تأثیر متقابل میان زندگی اجتماعی، فرهنگ، فناوری و زبان باشد.
این فرایندها احتمالاً باعث افزایش فشارهای انتخابی شدهاند، به این معنا که تواناییهای شناختی پیشرفتهتر منجر به رفتارهای پیچیدهتری شده و این رفتارهای پیچیدهتر نیز به نوبه خود، نیاز به مغزهای بزرگتر را افزایش دادهاند.
پوشل در ادامه تصریح کرده که اگرچه جهشهای ژنتیکی میتوانند روی رشد مغز تأثیر داشته باشند، اما بهاحتمال زیاد، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی و رفتاری در هر گونه مختلف و در طول زمان، مسیر انسفالیزاسیون را به شیوههای گوناگون شکل دادهاند. او و تیمش همچنان در حال بررسی بیشتر این دادهها هستند و قصد دارند تأثیر عوامل محیطی و اقلیمی بر تکامل مغز را نیز تحلیل کنند.

به گفته پوشل، بسیاری از نظریههای قدیمی، ارتباطی میان رشد مغز و تغییرات اقلیمی مطرح کردهاند، اما تاکنون اجماعی در این زمینه وجود نداشته است. پژوهش جدید آنها این امکان را فراهم میکند که برخی از این نظریهها را بهصورت دقیقتر و علمیتر بررسی کنند.
منبع فارسی: روزیاتو